فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

72

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

در ازل آزال به گوش جان شنيده و پيوسته بدست جهاد سينهء راحت و فراغ دريده ، وقتى كه قدم در باديهء جهادى نهاد و روى عزم بجانب اجتهادى بر گشاد ، كمترين متاع كه غارت نهب و تاراج شجاعت آنحضرت است ترك راحت است كه خلاف او راحت ارباب فراغت است هرگز بر زمين طبيعت قدم امل فرو نبرد و جلالت عزمش همه چيز را از شدايد در نظر همت خود حقير شمرد و مولاناء رومى در باب عاشق [ شدن ] صدر بخارى و عشق او چه زيبا فرموده . بيت ريگ هامون زير پايش چون حرير * آب جيحون پيش او چون آبگير [ 30 ر ] چون از قصبهء غجدوان كوچ بصوبه تركستان مقرر شد ، بر دو فرسخى غجدوان محلى كه بر كنار باديه است آخر روز دوشنبه توقف فرمودند تا مردمان آب برداشتند و هر كه زواده از بخارا برنداشته بود آنچه ميسر بود از زواده برداشت و اين باديه چهارده روز چولست كه اصلا آبادانى در آنجا متصور نيست زيرا كه در ميان يك چاه آب دارد و اسم آن موضع درت قوئيست بنا بر آنك چهار چاه در ميان باديه كه اصلا ديگر آب مقرر نيست نام گرفته است و در خيل همايون حضرت خان زيادت از صد هزار حيوان محتاج به آب بود و در خيل عبيد اللّه سلطان قريب به اين عدد شايد بوده باشد و هيچ آبى ديگر كه اين لشكر را يا ده يك آن را آب دهد اصلا موجود و مقرر نبود حضرت خان لشكر را امر فرمودند كه هر كس به قدر استطاعت مشكى كه داشته باشد پر آب سازد و روى توكل با چنين لشكرى گران بسوى لطف و فيض عميم حضرت خالق ديّان نهادند . چون مسافت آن روز ديگر كه سه شنبه بود قطع كرده شد صباح چهار شنبه كوچ فرمودند و امراء دست راست مأمور شدند كه بجرگه قاغ « 1 » را ملاحظه كنند و قاغ عبارت از بركهء بزرگست كه در عرب آن را غدير گويند و گاه هست كه از چند تيرانداز كلانتر مىباشد و

--> ( 1 ) - در متن در هر دو مورد كاتب حرف « ق » را بالاى « غ » نوشته است .